قهرمان ميرزا عين السلطنه

4914

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رعنائى است ، قدش بلند است . خوب هم حرف مىزند . چندى هم بلژيك بوده اما گمان نمىكنم سوادى داشته باشد و فرانسه بداند . خطش خوب است . قدرى قدّ است و يك پهلو رك حرف‌زن كه همين مسئله اسباب رنجش پدر او شده . زنان ترياكى اما اين خانمها كه آمده بودند . محترم السلطنه خانم باكمال معقولى ، نجيبى ، خيلى خيلى مؤدب و مهربان كه نهايت رضايت و تعريف را از او مىكردند . بر خلاف عيال منتظم الملك دختر على « سرباز ملى » بد اخم بد ادا ، جلف ، از همه بدتر ترياك هم مىكشيد كه چهرهء سياه او را سياهتر هم كرده بود . خانم ناظرى هم همراه او بود كه لباس مردانه پوشيده بود . فقط چادر سياه در هنگام ورود پوشيده بود . همه‌كارهء منتظم الملك است . مثل مردها بيرون مىرود ، نظارت مىكند ، احكامات صادر مىكند . اين هم ترياكى بود و گويا باعث ترياك كشيدن خانم هم اين خانم ناظر شده است . عبد الحسين خان نوهء وزير مىگفت در ميان نوكرهاى ما يك نفر نيست كه ترياك نكشد . حالا به اندرون هم سرايت كرده است و حال آن‌كه منتظم الملك نه دخان ، نه ترياك ، نه مسكر استعمال مىكند . منتهى پفيوز است و نمىتواند اندرون و بيرون خود را اداره كند . وزير پنج زن هم دارد و عيالش تعجبها كرده بود كه چطور من يك زن دارم . آخر هم باور نكرده بود . ارث منتظم الملك صبيهء على « سرباز ملى » يك پسر كوچك داشت فوت شده . هم و غم زياد او را احاطه نموده بود . وزير پسر بزرگى داشت داماد سپهسالار مرحوم شده اين نوه از او باقى است . برحسب نوشته‌جات كه در بين است ارث خانوادهء منتظم الملك به اولادى مىرسد كه مادر او از طايفهء سپهسالار باشد . حاليه تمام ارث منتظم الملك به اين نوه مىرسد مگر آنچه خودش علاوه كرده باشد . با وصف اين در تربيت اين نوه نكوشيده و نمىكوشد . عاطل و باطل كنج اطاق اوان و كليجان تنكابون افتاده است تا او هم ترياكى شود . براى اين نوه دختر امير اسعد كه از محترم السلطنه است شيرينى خورده . زن يوشى ناصر الدين شاه الكلام يجر الكلام - ناصر الدين شاه در اواسط سلطنت خودش به نور و بلده رفت ، از آنجا به قريهء يوش . بنابر مرسوم او كه هرجا مىرفت تفحص زن مىكرد اينجا هم جمعى را به طلب آن فرستاد . دختر محمّد نام يوشى پسند افتاد و گرفت . ازبس اين زن خوشگل